على ربانى گلپايگانى
92
ايضاح الحكمه ترجمه و شرح بداية الحكمه ( فارسى )
مىباشند ، مانند آب روان است ، آتش سوزان است و . . . شكى نيست كه در قضيه ( حمليه ) مفهومى را بر مفهوم ديگر حمل مىكنيم و در هرحمل ، ملاك اتحاد لازم است تا « هو هويت » و « هو ذاك » و « اين همان است » تحقق يابد ؛ و با توجه به اينكه مفهوم و ماهيت معيار و ملاك كثرت و مغايرت است ، بنابراين ملاك اين وحدت و اتحاد چيزى غير از وجود نيست ، و چون مفاد قضاياى حملى ( شايع صناعى ) اين است كه مفهوم موضوع و محمول از نظر مصداق و واقعيت خارجى با يكديگر اتحاد دارند ، نتيجه اين مىشود كه واقعيت خارجى ، معادل و ما به ازاء وجود است و اين هم معناى اصالت است چنانكه گذشت . همانگونه كه ملاحظه گرديد ، ما اين برهان را در دو مورد تطبيق نموديم ، يكى در مورد وحدت يا ما به الاتحاد حقايق خارجى و ديگرى در مورد قضايا و حمل مفاهيم بر يكديگر ، و بدين صورت مقصود عبارت مصنف كه فرمود ، « فلو لم يكن الوجود اصيلا لم تتحقق وحدة حقيقية و لا اتحاد بين ماهيتين » ، روشن گرديد . عبارت « وحدة حقيقية » ، ناظر به وجه نخست و عبارت « اتحاد بين ماهيتين » ، ناظر به وجه دوّم است . 3 - تغاير وجود ذهنى و خارجى در آثار : اين برهان مبتنى بر مقدمهاى است كه در مرحله دوّم اثبات خواهد شد و فعلا به عنوان اصول موضوع ، مورد استناد قرار مىگيرد ، و آن اينكه وجود ذهنى و وجود خارجى در مورد يك شىء از نظر ماهييت يكسان مىباشند ، مثلا ماهيت انسان ذهنى و خارجى ، همان حيوان ناطق است . و از طرفى آثار وجود خارجى بر وجود ذهنى مترتب نمىگردد ، انسان خارجى مىخوابد ، راه مىرود ، غذا مىخورد ، مىخندد ، پير مىشود و . . . و هيچيك از اين آثار بر انسان ذهنى مترتب نيست . نتيجهء روشن اين دو مقدمه اين است كه ، آثار مربوط به وجود است نه ماهيت ، زيرا اگر آثار از آن ماهيت بود ، با توجه به اينكه ماهيت در ذهن و خارج يكى است ، مىبايست آثار هم يكسان باشد و حال آنكه چنين نيست ، پس مبدء و منشاء